باید گریست و اندوه را
با
گُلهای داوودی و لادن
مزین کرد
شاخههای بید میخرامد
که باد سرانجام به خانهی ما میرسد
از هماکنون
شاخههای بید در میان شعلههای ابر
ابر گداخته شده را باران میکند
سیل و صدا
در گذرگاه باد
رفتار آبهای دریا را دارد
که بر هم انباشته و در گُل نیلوفر
غرق میشوند
شاید بتوانیم
در این گریستن
در این تاراج اندوه
یک شاخهی گل یخ از زمستان
سلانه - سلانه - بیاوریم
ابتدا به قلب و چشمان بفشاریم
سپس دوان - دوان
تا زمستان بدویم
اگر زمستان هنوز بر جای مانده باشد
از مجموعهی از نگاه تو در زیر آسمان لاجوردی
