تو در باد آشفته به: مسعود کیمیایی
بر این رنگارنگی گُلهای پامچال بیفزای
من شهادت میدهم كه گیسوان تو در باد آشفته بود
خروسان سحرخیز
آشفته و بال گسترده
پنجرههای ما را با آواز كال نابود میكنند
جویبارهایی كه از ملافههای ما عبور میكنند
در یك فنجان چای خانه میگیرند
كجاست
دستهای تو كه در مهمانخانهای نمور و بی آسانسور
در پاریس گم شد
كاش بودی و میدیدی
كه چگونه گُلهای پامچال در دستان پیر من
یخ میبندند
جهانی گسترده داشتم:
خانهای از كاغذ
قایقی از كاغذی الوان
نانی كه در آفتاب معنی خوشبختی میداد
ناگهان:
ابرها آمدند -باران سیل آسا آمد
درِ سالن مهمانخانهای در پایتخت گشوده شد
چشمان تو در قاب در بود
بر تن پیرهن الوان كه در زیر چشمانی گم میشد
پاییز مسافر بود
من تا آسمان را نگاه كردم
تا ساعتم را كوك كردم
من تا گلهای پیرهن را از رؤيا و روز و شب
رها كردم
رفت
دیگر
نه به باران ایمان داشتم
نه سیبی در بشقاب بود
و نه تكهای از آسمان آبی را در میان
ملافههای سفید جای میدادم
پاییز رفت
با پاییز رفته بود
پاییزهایی دیگر آمدند
مرا پیر كردند و رفتند
بر تنم زخم پاییز دهان میگشود
صدای برگها را با صدای قلبم
گاهی اشتباه میگرفتم
دیگر در پیرهن و شب گم میشدم
هر كس مرا صدا میكرد
به بیرون از پاییز دعوتش میكردم
بیرون از پاییز باد بود
نقشی از پیرهن بود كه در باد پاییز
با صاحبش گم شد
سنگها در پاییز از صدای پای من
شكسته میشدند و عتیقه میشدند
اما چه سود:
پیرهن الوان لختی در پاییز به درختان
سرو شیراز ماند
و سپس با درختان سرو در زمان كه دهان
گشوده بود نیست شد
چه كسی شهادت میدهد
كه من دوستش داشتم
و كبوتران میتوانستند بیدغدغه و بیدانه
در دستانش پناه بگیرند
كسی باور نمیكند لبخندش میتوانست
پلی باشد كه جمعه را به همهی روزهای
هفته پیوند بزند
از این جمعه به آن شنبه
همهی هفته از شنبه تا جمعه
از بوتهی اطلسی
از چشمان تو
لبریز میشوم
زمین جمعه چون همیشه نمناك و تابناك
است
در زمین جمعه دو و سه بوتهی اطلسی
كه از مادرم به یادگار مانده است
میكارم
بوتهها تا غروب جمعه باید گل دهند
و در صبح شنبه پژمرده شوند
یاد پاییز
یاد پیراهنی الوان كه با صاحبش
در پاییز گم شد
بر دیوارهای اتاق میدود
در پاییز آخر بود كه این یاد از دیوار اتاق
پوسته شد و بر بسترم ریخت
بر ملافههای سفید چكید
ملافههای سفید الوان شدند
رنگ پیرهنی را یافتند كه یك روز صبح
در پاییز گم شد.
از مجموعهی «چای در غروب جمعه روی میز سرد میشود»