تبليغاتX
قافیه در باد گم می‌شود







این چترها...

این چترها که بر سرم می‌ریزد

چتر است

باران نیست

آن‌ها به دفاع من از باران

آمده بودند.

 

امروز صبح

سه روز است

که در سرتاسر این نامتناهی

می‌دوم

ترا اعتنا دارم

دعا دارم

وابسته‌ی حجم هستم

می‌ترسم

مناجات از آسمان فرو ریزد.

 

من سرشار

از دو دست

به کنار باغچه می‌روم

و دانه‌ها را در باغچه می‌کارم.

                                       از مجموعه‌ی «لکه‌ای از عمر بر دیوار بود»

+