تبليغاتX
قافیه در باد گم می‌شود







آنا آخماتووا در سن هفتادوهفت سالگی مرد چگونه توانست آن همه سال  استالین و  هوای

سرد مسکو را تنفس کند شاعر شگفت و نادر در برف و یخ هم می‌خندد آنا آخماتووا در سرما

هر روز به استقبال بهار می‌رفت عکس‌های پیری‌اش را دوست  دارم   عکسی  را که با الگا

برگولتس در سال هزارونهصدوچهل‌وشش انداخته است روی میز جلوی الگا یک فنجان سفید

چای است  میان الگا و آنا آخماتووا یک  حباب چراغ روشن است کنار  آن دو شاعر  یک آینه 

است من چهره‌ام را در آن آینه می‌بینم من در آینه چه جوان هستم من چهره‌ی الگا را دوست

دارم  این دو زن شاعر مرده‌اند  از عکس این  دو شاعر  صدای  آکاردئون می‌شنوم سرما و 

گرسنگی و استالین نتوانستند این دو شاعر را به اغما برند


                                   از مجموعه‌ی شعرها و یادهای دفترهای کاهی

+